تبليغاتX
عشق صورتی
عشق صورتی
دلنوشته های من

دیگه عشقی نیست!

دیگه تمام نامه ها و نوشته هایی که واسه دلم نوشته بودم پر از خطهای تیره کردم. با عصبانیت تمام و با چشمی پر از اشک...!

دیگه یه خط تیره پر رنگ روی کلمه عشق کشیدم...!

عشقم دروغ بود

دیگه فقط یه کلمه تو زندگیم مونده:

مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرگ...

 

 

"می نویسم از خود:

یک غبار

یک فریاد

یک آه...

می نویسم از درد:

درد تنهایی

درد عشق

درد یک عمر احساس و آخر هیچ...

می نویسم از او:

یک شقایق

یک نسیم

یک امید

یک عشق...

راستی او که بود..!!؟

مینویسم از خود:

طعم تلخی از فراق

سیل آهی در مه

یک حقیقت اما تلخ

اما سخت...!

مینویسم از درد:

درد بی احساسی

درد آوارگی فکر

درد یک عمر دروغ

یک عمر امید پوچ..!

می نویسم از او:

او که بود!!؟

عشق!!!!!!!!!؟

گرمی دستی در زمستانهای سرد!!!!!؟

یک نگاه!!!!!!؟

 عشق من مرد...

 خود من نیز...

 بگویید عاشق دروغینی رفت، بین وهم خود و یاد همه از دنیا رفت.

 رنگ عشقش رنگی بود عشق او قلابی بود."

 

 

 

اینم آخرین نوشته های زندگی یه عاشق دروغگو

 عاشق باشید و عشق بورزید اما رنگ عشق بر زندگی نپاشید.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهارم آذر 1388 توسط مهدی |